روزی برحسب اتفاق یکی از مدیران عامل موفق در جلسه ایی ناگهان سکوت سوال داری کرد و پرسید :

1) آیا چیزی به عنوان ساختاریک قرارداد "خوب" وجود دارد؟

2) آیا قرارداد "خوب" احتمال موفقیت را افزایش می دهد؟

۳)ویژگی های ساختار یک قرارداد "خوب" چیست؟

پس از گذشت سالیان متمادی که در راستای تنظیم قرارداد های مختلف در حوزه های گوناگون گذرانده بودم احساس کردم توانایی پاسخ به این سوال را دارم

به طور خاص، پاسخ من به دو سوال اول، "بله" است

مبنای پاسخ من این است که چنانچه کشتی خوب و محکم ساخته شده باشد از پس روزهای طوفانی هم بر می آید و در غیر این صورت به طور کل در هم خواهد شکست و باعث ورود خسارات جبران ناپذیری خواهد شد .

همانطور که سؤال سوم را در نظر گرفتم، لیست زیر را مرقوم نمودم.



ویژگی های ساختار یک قرارداد "خوب":

۱. بهترین قالب قراردادی که طرفین را به قصدشان برساند .

این خیلی مهم است که شما چه قالب قراردادی را برمی گزینید . منظور همان نام قرارداد است .برای مثال در جامعه مردم وقتی میخواهند از همسایه یک ظرف یا یک میز را عاریه گرفته و پس از استفاده آن را به صاحبش برگردانند ،‌به اشتباه از عبارت قرض گرفتن استفده میکنند . وقتی چیزی را گرفته و بدون اینکه کم بشود میتوانیم از آن استفاده کنیم نام عاریه صدق میکند و هنگامی که مثلا یک تخم مرغ میگیریم میخوریم و یکی دیگه خریده و برمیگردانیم این میشود قرض .

تفاوت عاریه و قرض این است که در عاریه با مصرف آن چیز کاسته نمیشود و باید همان چیز به صاحبش برگردانده شود حال اینکه در قرض طرف آن چیز را کلا به ما میدهد و انتظار نمیرود که همان چیز پس گرفته شود . اگر شما تخم مرغ از همسایه بگیرید که بخورید و فردا تخم مرغ دیگیری را پس دهید میشود قرض و اگر برای سفره هفت سین گرفته باشید که فردا همان را برگردانید این میشود عاریه . اما این حرف ها چه دردی را درمان میکند ؟ اصلا اسم مهم است ؟ خیر . تفاوت فقط در اسم نیست بلکه در کل شرایط و اوضاع و احوال تغییر میکند.تمام وظایف تغییر میکند .مثلا به همسایه میگویید یک تخم مرغ به عاریه بده ،‌او گمان میکند قرار است همان تخم مرغ را بدون خورده شدن پس بگیرید و ناگهان فردا متوجه میشود شما آنرا خورده و یک تخم مرغ دیگر خریده و به او میدهید صد در صد میتواند از شما شکاسیت کند و شما روحتان از تقصیرتان خبرندارد . این مثال را در ابعاد جدی تر و مهم تر در نظر بگیرید تا ببینید که چرا در جامعه این همه اختلاف حقوقی غیر قابل پیش بینی وجود دارد .

برای اینکه ناخواسته به دردسر نیفتید بهتر است بدانید کدام نوع قرارداد ها برای قصد شما مناسب تر است .

خوب است بدانید در قانون مدنی ایران دقیقا عبارات عاریه و قرض آورده شده و بسیار متفاوت هستند .

۲. جامع و مانع باشد

این را میدانید که وقتی قرارداد مکتوب میشود اگر کار به مشکل بخورد قاضی به حرف های شفاهی شما بدون اینکه مکتوب شده باشند توجه خاصی نشان نمیدهد .زیرا اصل بر این است که هرچه لازم بوده نوشته شده و حال این ادعا های شفاهی واقعی نیستند.این شاید عجیب و غیر عادلانه به نظر برسد . اما اگر چنین نبود سنگ روی سنگ بند نمیشد .و شما خودتان این هراس را داشتید که طرفتان بعد از انعقاد قرارداد هزاران ادعای واهی کند و شما را وادار به انجام کار های عجیب و غریب نموده و چییزی غیر از توافقتان را دائما درخواست نماید .در کل این اصل به نفع همه ماست . و باید با حواس جمع و دقت بسیار بالا تمامی مواردی که میخواهیم باشد و نباشد را در قرارداد پیش بینی نماییم .جامع بودن قرارداد یعنی هر آنچه میخواهیم اتفاق بیفتد را مو به مو آورده و مانع بودن یعنی هر آنچه نمیخواهیم اتفاق بیفتد را ریز به ریز بنویسیم . واقعا کار سختی به نظر می آيد که انسان بتواند تمامی احتمالات آینده را امروز ببیند .

۳.در نوشتاری واضح مختصر و زبانی غیر مبهم

برای همه ما اتفاق افتاده است که حرفی را زده و بعدا متوجه میشویم که طرفمان کلا چیز دیگری برداشت کرده.این خاصیت زبان است و به هیچ وجه قابل ایراد و انکارنیست . حالا تصور کنید این اتفاق در قرارداد بیفتد . مذاکرات پی در پی ، توافقاتی سخت به دست آمده،‌هزینه پول هایی که با زحمت به دست آمده اند و کلی انتظار برای برآورده شدن نیاز تجاری یا روزمره تان .در این فرض ما طرف شما هم فرد بسیار متعهد و با تلاشی است .اما ناگهان متوجه میشوید طرفتان نه تنها نیازتان را برآورده نکرده بلکه چیز دیگری را آورده و ارد مجبورتان مکند که آن را بپذیرید . و اصرار دارد که تقصیری مرتکب نشده و این شمایید که زیر حرفتان میزنید . در همین راستا بسیار دوستی هایی که دیده شده بعد سالها از بین رفته ، اعتماد هایی که با خام یکسان شده و پولی که هدر رفته و هر دو طرف حاضرن هر هزینه ایی کنند تا حق و زحمتشان پایمال نشود .

این مساله ساده اما روزانه بار ها در سطوح مهم و غیر مهم دیده میشود . ایین عجیب است که همه ما مرگ را برای همسایه میدانیم .

 

۴.ساختار منسجم و واحد

هر قراردادی ممکن است از مواد ، تبصره ها و الحاقیات متنوعی برخوردار باشد .چنانچه کوچکترین تضاد و تناقضی در این موارد موجود باشد تمامی ارزش قرارداد را زیر سوال میبرد. زیرا اصلا قابل اجرا نیست .مانند خیابانی میشود که هر ماشین بدون توجه به مسیر ماشین های دیگر در حرکت است . این تصادف باعث بروز خسارات و غیر عملیاتی شدن قرارداد میشود .

 

۵.قلمرو ،‌محدوده و مختصات دقیق کار را مشخص نماید

تصور کنید میخواهید به برادرتان وکالت دهید تا برای شما ماشینی خریداری نماید . موارد زیر را میگویید یا خیر؟  برند خودرو مثلا بنز باشد یا کیا ، از کدام مدل باشد ؟ بنز S500  باشد یا کیا پراید . مدل چه سالی باشد . تصادفی یا خیر؟ صفر یا کار کرده؟ چه رنگی ؟ با وسایل جانبی یا غیر آن؟ اگر کارکرده است میخواهید شرط کارشناسی داشته باشید؟ نقد یا اقساط؟ از دست یا فروشگاه؟ و موارد بسیار زیادی که از همین خرید و فروش ساده بر می آید . مواردی که اگر هر کدام فراموش شود یا پیش خودمان گمان کنیم طرف منظورمان را فهمیده و یا با شناختی که از ما دارد نیازی نیست بگوییم من ماشن کارکرده دوست ندارم ! تمامی جوانب و مختصات قصد ما از قراردا باید مکتوب شود .

 

۶. تمامی مشکلات احتمالی را در برگیرد

با آینده نگری و پیش بینی همه مشکلات احتمالی آینده به راحتی میتوانید خود را در موقعیتی قرار دهید که آماده به یراق بوده و متضرر نشوید. مثلا به نظر من در قراردادی که ضمانت اجرا گنجانده نشده باشد اصلا قرارداد نیست .ضمانت اجرا یعنی شرایطی را فراهم آورید که چنانچه طرف به تعهداتش عمل نکرد بتوان او را مجبور به انجام نمود. در اکثر قرارداد های ایرانی دیده میشود که برای طرفین صرفا تعهداتی مشخص میشود و تاکید میشود که باید به آنها عمل نماید لیکن در ماده ایی جدا آورده نمیشود اگر عمل ننماید چه مجازاتی در انتظارش است . این فقط یکی از ده ها مورد است که میتواند منجر به اجرای صحیح قرارداد شود .

 

۷.تخصیص حق شناوری

می گویند تنها یک چیز ثابت است آن هم نفس تغییر است . فرض کنید میخواهید برای شخصی پارچه وارد کنید .بعد از مذاکره قیمتی مشخص و مکتوب میشود .بعد از گذشت ۲ ماه قیمت ارز تغییر میکند و شما در یک قدمی ورشکستگی قرار میگیرید . بهتر نیست با درنظر گرفتن احتمالات آینده با طرفتان توافق کنید که مبنای قیمت قرارداد را ارز همان کشور تولید کنند پارچه قرار دهید؟ یقینا طرفتان هم راهی پیدا میکند که به مشتریانش نشان دهد با تغییر ارز باید قیمت پارچه را در فروشگاهش افزایش دهد. این یکی از هزاران تغییرات رایج در دنیاست .ایا همین حالا ۱۰ مورد دیگر را در ذهن دارید که ناگهان شک نشوید؟

 

۸.  متعادل باشد

اگر میخواهید به معنای واقعی همکاری کاملا موفقی داشته باشید باید حس برابری بین طرفین ایجاد شود . برابری در حقوق،تعهدات و تکالیف به طور ناخودآگاه ایجاد حس امنیت کرده و طرفین تمام تلاش صادقانه خود را به کارمیگیرند. حال اگر یک طرف قرارداد احساس درونی اش این باشد که جایی سرش بی کلاه مانده و خود را حتی بالقوه متضرر بداند تمام ناخودآگاه و خودآگاهش برای جبران این ضرر که حتی هنوز بالفعل نشده در تلاش خواهد بود بار ها دیده شده که مخفیانه یا آشکارا اقدام نقض قرارداد مینماید . اکثر افراد در این خیال هستند که اگر ظاهر قرارداد به نفع آنها باشد ، دارند قدرت نمایی میکنند در حالی که طرف دیگر را به دلایل بالا مجبور به نقض قرارداد نموده اند.

۹. قابل اجرا باشد

به هنگام تعیین وظایف طرف در قرارداد بارها به این فکر کنید که آیا در مقام عمل میتواند برآید یا خیر. نفس فعل ممکن است یا خیر . برای مثال انجام امور غیرقانونی و نامشروع را نمیتوانید در قالب قرارداد به طرفتان تحمیل نموده و سپس دست به دامان دادگاه شوید که در این مسیر کمک حالتان باشد .بنابر این قبل از امضای هر قرارداد از قوانین مربوطه آگاهی لازم را کسب نمایید. در این مورد بسیاری از وارد کنندگان محترم بی خبر از آخرین ممنوعیت های وارداتی اقدام به انعقاد قرارداد نموده و پس از پرداخت برخی هزینه ها متوجه می شوند که بار در گمرک گیر کرده و باید جریمه هم در حق دولت پرداخت نمایند .و طرف تجاری آنها به هیچ وجه نمی پذیرد که قرارداد را فسخ و وجه را مستر نماید . برخی افراد ناگهان متوجه میشوند با یک شرکت یا شخص ورشکسته معامله نموده و طبق قانون این گونه افراد مجاز به معامله نیستند و این اول مسیر پر پیچ و خم برای پس گرفتن پول است البته باید در بیشتر موارد در صف غرما ( طلبکاران) منتظر بمانید .

 

۱۰ . مکانیسم دقیقی برای حل اختلاف داشته باشد

در این باره میتوانید به توضیحات بخش داوری مراجعه نمایید اما مختصرا در باب اهمیت آن باید گفته شود که در پایان هر قرارداد معمولا راجع به چگونگی حل اختلاف تعیین تکلیف میشود . به صورت کلی دادگاه های عمومی صلاحیت رسیدگی به اختلافات را دارند اما قانون این حق انتخاب را به طرفین داده که آزادانه شخص حقیق یا حقوقی را به عنوان داور مرضی الطرفین مشخص نمایند.در این صورت دیگر دادگاه حق ورود به مساله را ندارد .